زمان هايي هست كه به كندي مي گذرد...
براي شما اين چيزي بيش از يك فيلم نيست. براي من، اما، همه زندگي ام است...
در زندگي شب هايي هست كه تجربه دوباره شان غيرممكن است، مثل امشب...
از اينجا رفته بودم، اما همه چيز و همه جا شبيه اينجا بود. آسمان هم آبي بود. مهم اين بود كه بعد از مدت ها احساس مي كردم كه رها هستم. مي خنديدم... تا نيمه همين ها بود كه از خواب پريدم...
اين روزها همه دروغ مي گويند. شما چه طور؟...
كسايي كه پشت سر هم يه فيلمو دو بار تماشا مي كنن، به نظر آدماي عجيبي ميان. اما اين احساسيه كه نميشه به همه توضيحش داد. وقتي هنوز شخصيت هاي يه فيلم تو ذهنت زندهان و دارن نفس مي كشن، مي توني روي پرده به چشماشون خيره بشي. مي توني باهاشون حرف يزني. مي توني سرنوشتشونو تغيير بدي. اين طوري مي توني واقعيتو به شكل خواب و رويا بازسازي بكني. مي توني توي صندلي سينما فرو بري. لحظه اي كه چراغا خاموش ميشن، معجزه اتفاق مي افته. درست تو لحظه اي كه حس مي كني هيچ راهي براي فرار باقي نمونده. مهم اينه كه با همه توانت بتوني ادامه بدي. همه چي درست از همين جا شروع مي شه.
به منظور رسيدگي به پاره اي امور غير قابل رسيدگي، اينجا تعطيل مي شود. خيلي خيلي دردناك است كه از مهمترين بخش هاي زندگي تان ناراضي باشيد...

به نظر من يه خونه هر جايي مي تونه باشه
مي تونه بالاي يه ساختمون بلند باشه
مي تونه توي كوچه قديمي كه زير يه بازارچه ست باشه
مي تونه بزرگ، يا مي تونه كوچيك باشه
مي تونه براي هر كس مفهومي داشته باشه
يا هر رنگي داشته باشه
مي تونه به رنگ آجر، يا به رنگ شيشه و سنگ باشه
مي تونه رنگ قرمز، يا به رنگ...
ولي من
يعني بهتر بگم ما
معتقديم خونه هر چي كه باشه
بايد سبز باشه
بله
سبز
و هميشه سبز...
اين است فستيوال حضور «مشرقي»ها در فيلم هاي فريدون جيراني:
قرمز (1377): هديه تهراني در نقش «هستي مشرقي»،
آب و آتش (1379): پرويز پرستويي در نقش «علي مشرقي»،
شام آخر (1380): كتايون رياحي در نقش «مهين مشرقي»،
صورتي (1381): فقيه سلطاني در نقش «ليلا مشرقي»،
سالاد فصل (1383): خسرو شكيبايي در نقش «عادل مشرقي»،
ستاره بود (1384): خسرو شكيبايي در نقش «ابي مشرقي»،
ستاره است (1384): نيكي كريمي در نقش «فرزانه مشرقي»،
پاركوي (1385): آناهيتا نعمتي در نقش «سيمين مشرقي»،
سريال مرگ تدريجي يك رؤيا (1387): پولاد كيميايي در نقش «آراس مشرقي»،
قصه پريا (1389): ستاره اسكندري در نقش «ناهيد مشرقي» و
من مادر هستم (1389 – توقيف): هنگامه قاضياني در نقش «ناهيد مشرقي»...

